تبليغاتX
گنج بی پایان

 

رگ جهان در دست (پزشک دانا)ست درد را می بیند و بدانایی درمان میکند

  

هر روز را رازی و هر سر را آوازی درد امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.

 

دیده میشود (گیتی) را دردهای بیکران فرا گرفته و (او) را بر بستر ناکامی انداخته.

 

مردمانی که از خودپرستی سرمست شده اند پزشک دانا را از (او) باز داشته اند اینست

 

که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط سودابه | 

 

 

در سحرگاهان

 

نسیم عنایت من بر تو مرور نمود

 

و تو را در فراش غفلت خفته یافت

 

و بر حال تو گریست و بازگشت

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط سودابه | 

 

پدر و مادر اولین مربیان کودک هستند و در ماههای اولیه طفولیت نقش مادر مهمتر است. 

  

زیرا مادر است که به کودک خود اولین تجربه از انسان با محبت را اهدا مینماید.

 

اگر صدای مادر ملایم و دلنواز باشد و با بچه به آرامی برخورد کند و بدون تاخیر زیاد نیازهای کودک را در مورد غذا برآورده سازد،کودک یاد میگیرد که انسانها افرادی با محبت صمیمی و قابل اعتماد هستند.

 

همچنان که کودک کمی بزرگتر میشود پدر باید بیشتر و بیشتر وارد زندگی او شود.

 

تا اینکه کودک متوجه این نکته گردد که علاوه بر مادر کسان دیگری هم هستندکه مهربان و حامی و مددکار او میباشند.

 

بتدریج بر تعداد افرادی که تماس دوستانه و نزدیک با او دارند افزوده میشود و اگر همه آنها با محبت باشند کودک با اطمینان و علاقه بسوی آنها کشیده میشود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط سودابه | 

 

شخص خسیس با سهیم شدن منصفانه مخالف است و بطرز لئیمانه ای از عدالت و انصاف بدور است .

 

آیا خانواده ای را می شناسید که در آن خانواده پدر در مورد مخارج زندگی تصمیم می گیرد و برای هر چیزی سهمیه بندی می کند مگر در مواردیکه بخواهد برای شخص خودش پولی خرج کند ؟

 

 آیا فردی را میشناسید که مدام سعی دارد از مستخدمین خود بیشتر کار بکشد و کمتر به آنها پول بپردازد؟ 

 

یا با فردی آشنا هستید که معمولا فراموش می کند تا به موسسه خیریه ای تعهدات خود را بپردازد؟

 

"هرگز از مسیر اعتدال پای فراتر نگذارید و با آنها که برای شما خدمت می کنند منصفانه رفتار کنید"

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط سودابه | 

 

محبت و عشق و تفاهم بین والدین یکی از ضروریات تعلیم و تربیت برای اطفال در خانواده است. اگر بین پدر و مادر دعوا و کشمکش وجود داشته باشد کودک حتی قبل از آنکه بتواند صحبت کند این مساله را حس میکند وبا احساساتی از قبیل پریشانی و اندوه و بیقراری و ناآرامی نسبت به آن عکس العمل نشان میدهد.

 

مهمترین هدیه ای که پدر و مادر میتوانند به فرزندشان تقدیم نمایند محبت و صمیمیت عمیق نسبت به یکدیگر است. زیرا از این رویه است که کودک میتواند رفته رفته معنی و مفهوم تواضع و فروتنی و عدم خود پسندی و همچنین صمیمیت و دلبستگی را نشان دهد.

 

اگر عشق و تفاهم در خانواده ای بروز و ظهور کند آن خانواده پیشرفت خواهد نمود. نورانی و روحانی خواهد شد. اما اگر دشمنی و تنفر در آن خانه باشد انهدام و ویرانی آن حتمی است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط سودابه | 

 

تو دشت مهربون کشور ما

 

در میاد گل ، در میاد گلای تازه

 

می پیچه عطر اون تو همه دنیا

 

توی عطر اون یه رازه

 

دوباره ابر رحمت روی این دیار می باره

 

دیگه هوای سرزمین ما همش بهاره

 

میگن زندگی اینجا توی این بلا چه سخته

 

نمیدونن بلا مثال برف رو درخته

 

دوباره چشمه های آب می جوشن تو در و دشت

 

همه آسمونا آبی همه زمینا گلگشت

 

صدای بال کفترا میاد بازم دوباره

 

دیگه هیشکی براشون تو کمون تیر نمیذاره

 

اگه دو روز دیگه اینجا بمونی

 

اگه بمونی و آواز بخونی

 

می بینی دسته دسته عاشقارو

 

با چشای خودت میبنی بهارو

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط سودابه | 

 

برگها با خورشید

ساقه با برگ لطیف

ریشه با ساقه ناز

خاک با ریشه و آوند ظریف

عاشقان با معشوق

ومن و ما با تو

عهد و پیمان بستیم

عهد نور

هست آواز تو در گوش هنوز

گر چه دیریست که خاموش شدی

و در آن لیله لیلای فراق

پر گشودی سوی درگاه پدر

نشد آواز تو در دل خاموش

نه فراموش شدی

یاد آن وجه صبیحت با ماست

هر نفس در دل ما

شور آواز تو گرم غوغاست

عاشقان با معشوق

و من و ما با تو

عهد و پیمان بستیم

عهد نور

عهدبستیم که آواز تو را

برسانیم به هر گوش که پروای شنیدن دارد

شاید آن کس که شنید

دل نبندد بر آن ، دل بر آن بگشاید

بگذارد جام خالی دلش

از حقیقت سرشار از محبت لبریز هدیه دوست شود

                                                                              مهرزاد پاینده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط سودابه | 

                                        

 

_ بعضی ها ، راجع به کارهایی که دارند زیاد حرف می زنند .به هر کس که می رسند مشکل خود را مطرح می کنند و نظر او را جویا می شوند . آنها دچار تردید می شوند و نمی توانند تصمیم صحیحی بگیرند .

 

_ بعضی ها ، در مورد کارها و مشکلاتی که دارند با هیچکس صحبت نمی کنند . وقتی گره ای در کارشان پیدا می شود تندخو خشمگین و پرخاشگر می شوند . آنها نمی دانند همدلی و هم فکری در دوستان و خانواده بخصوص در مواقع سختی و بلا  چقدر مفید است .  

 

_ بعضی ها ، در مورد کارهایی که می خواهند انجام دهند خیلی فکر می کنند خیلی هم حرف می زنند ولی فقط در پی آن هستند که دیگران نظر و تصمیم آنها را قبول کنند و اصلا نمی خواهند جنبه های منفی مساله را هم بررسی کنند و احتمال شکست را هم در کار خود ببینند .

 

_ بعضی ها ، نمی توانند در نهایت محبت دوستی و راستی با یکدیگر مشورت کنند و دعوا میکنند .

 

_ بعضی ها ، در هر موردی مشورت می کنند اما نمی دانند که بهتر است درباره هر کاری با افراد صاحب نظر و با تجربه درآن کار مشورت کرد .

 

_ بعضی ها ، بعد از آنکه خوب فکر می کنند و مشورت های زیادی هم داشتند و نکات خوب و بد مساله را بررسی کردند آن وقت در هنگام عمل ترس و نگرانی به دل راه می دهد و می ترسد .

 

خوب گوش کردن هنر است باید تمرین کرد ، سعی کنیم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط سودابه | 

 

 

خدایا توئی شاه شاهان.

فرمانروایی را به هر که خواهی دهی و از هر که خواهی می گیری.

هر که را خواهی بلند کنی و هر که را خواهی خوار کنی.

هر که را خواهی پیروز کنی و هر که را خواهی شکست خورده گردانی.

هر که را خواهی ثروت و غنا بخشی و هر که را  خواهی فقیر گردانی.

هر که را خواهی چیره کنی بر هر کس که بخواهی.

همانا ملکوت در دست توست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط سودابه | 

 

  

           

 

ـ عشق جرقه سوزان و سرگردانی است که از قلبی می جهد و اخگر خود را در سینه جوشان دیگری جای می دهد .                                             

                                                                                                "امرسون"

 

 

ـ عشق هرچه هست گناه نیست و هر عاشقی سزاوار ملامت نباشد .

                                                                                                 "حضرت علی(ع)"

 

ـ تنها شعله عشق قادر است که این دل تاریک و گرفته را روشن نماید .

                                                                                             "محمد حجازی"

 

 

ـ من از خوشبختی های زندگی بهره مند شدم چون در زندگی عاشق شدم .

                                                                                               "ویلیام شکسپیر"

 

ـ عشق پاک قادر است سعادتمند ترین و دل انگیز ترین زندگانی را بوجود آورد .

                                                                                               "ویکتور هوگو"  

  

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط سودابه |